ادبیات فارسی

آرایه های ادبی
نویسنده : سیمین پوراسفندیار - ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۳٠ بهمن ،۱۳۸۸

 

 

 

 

آشنایی با آرایه های ادبی ( ادبیات فارسی )

 آشنایی با آرایه های ادبی :

تعریف آرایه های ادبی : به تناسب های آوایی یا معنایی گفته می شود که رعایت آن ها در ادبیات فارسی بر زیبایی و جنبه هنری اثر می افزاید.

برای درک بهتر تعریف بالا به نمونه ی زیر توجه کنید :

هر گوشه یکی مستی دستی زده بر دستی / وان ساقی هر هستی با ساغر شاهانه                     «مولوی»

در این بیت تناسب آوایی (لفظی) میان سه واژه مستی ، درستی و هستی طنین موسیقیایی زیبایی را پدید آورده است ؛همچنین تناسب آوایی میان ساغر و ساقی نیز در مصراع دوم گوش نواز است ؛ افزون بر این ها تکرار مداوم واج /س/ در طول این بیت ، بر موسیقی درونی و یکپارچگی آوایی آن افزوده است.

به آن دسته از آرایه های ادبی که از تناسب های آوایی و لفظی میان واژه ها پدید می آیند ، آرایه های ادبی لفظی و به دسته دوم که بر پایه تناسب های معنایی واژه شکل می گیرد ، آرایه های ادبی معنوی گفته می شود.

آرایه های ادبی لفظی :

۱-واج آرایی (نغمه ی حروف):به تکرار یک واج (صامت یا مصوت ) در یک بیت یا عبارت گفته می شود به گونه ای که طنین آن در گوش بر جای بماند و باعث پیدایش موسیقی آوایی در آن بخش از کلام شود ؛ برای نمونه در این بیت حافظ :  

 رشته ی تسبیح اگر بگسست معذورم بدار/دستم اندر ساقی سیمین ساق بود

صامت /  چندین بار تکرار شده است و در گوش طنین انداز است.

۲- سجع (تسجیع) : هر گاه واژه های پایانی دو قرینه ی کلام در واج آخر مشترک باشند ، آرایه ی سجع پدید می آید و آن دو جمله مسجّع خوانده می شوند. معمولاً هر قرینه از یک جمله تشکیل می شود اما گاهی نیز یک قرینه از دو یا چند جمله کوتاه پدید آمده است.

     همچنین در اغلب نمونه های نثر مسجّع ، واژه های پایانی دو جمله ، در بیش از یک حرف مشترک اند و در واقع  هم قافیه می باشند ؛‌ برای مثال :

ای عزیز ! در در رعایت دلهاکوش و عیب کسانمی پوش

همان گونه که می بینید در این عبارت می توان دو قرینه یک جمله ای در نظر گرفت که واژه های پایانی این دو قرینه در مصّوت /و/ و صامت /ش/ مشترک هستند.

۳- ترصیع : هر گاه اجزای دو بخش از یک بیت یا عبارت ، نظیر به نظیر ، هم وزن و در حرف آخر مشترک باشند ، آرایه ی ترصیع پدید می آید ؛ برای مثال ؛

 ای منوّر به تو نجوم جلال / وی مقرّر به تو رسوم کمال

ای - وی ، منوّر - مقرّر ، به تو - به تو ، نجوم - رسوم ، جلال - کمال تمام این زوج ها با یکدیگر هم وزن و هم قافیه هستند.

۴- جناس : آرایه ی جناس را باید به دو نوع اصلی تقسیم کرد :

۱)جناس تام

۲)جناس های غیر تام (ناقص)

- جناس تام : هر گاه واژه ای دوبار در یک بیت یا عبارت به کار رود و هم بار معنایی متفاوت از آن برداشت شود ، آرایه ی جناس تام پدید می آید ؛ به نمونه زیر توجه کنید :

خرامان بشد سوی آب روان / چنان چون شده ، باز یابد روان

همانطور که ملاحظه می شود جناس تام بین روان بر قرار است ولی در مصراع نخست به معنی جاری است و در مصراع دوم به معنی جان و روح است.

- جناس های ناقص : هر گاه دو واژه در یکی از موارد آوایی زیر با هم اختلاف جزیی داشته باشند و در یک بیت یا عبارت به کار روند ، یکی از انواع جناس غیر تام یا ناقص پدید می آید :

الف ) اختلاف دو واژه در صداهای کوتاه ( اِعراب ) است ؛ چند نمونه :

کَند - کُند ، منکِر - منکَر ، مَلِک - مُلک و ... . به این نوع جناس ، جناس ناقص حرکتی می گویند .

ب ) اختلاف واژه تنها در یک حرف : ( حرف در اینجا معادل صامت ها و مصوت های بلند است )

- اختلاف در حرف آغازین : ناز - باز ، راد - باد - داد و ... 

- اختلاف در یکی از حروف میانی : آستین - آستان ، بیزار - بازار و ...  

- اختلاف در حرف آخر : با - بو ، بار - باز و ... . به این نوع جناس ،‌ جناس ناقص اختلافی ( مُطَرّف ) می گویند .

پ ) یک واژه ، یک حرف ، بیش از دیگری دارد :

- در ابتدا یک حرف بیشتر دارد : کمین - مین ، شما - ما و ...

- در میانه یک حرف بیشتر دارد : مین - میان ، خاص - خلاص و ...

- در آخر یک حرف بیشتر دارد : قیام - قیامت ، نام - نامی و ... . به این نوع جناس ، جناس ناقص افزایشی ( زائد ) گویند.

ت ) یک واژه از ترکیب دو واژه دیگر پدید می آید . مانند :

دل خلوت خالص دلبر آمد / دلبر زکرم به دل بر آمد. ( در انتهای مصراع دوم ،‌ دل و بر به صورت دو جز مستقل از هم به کار رفته اند اما در مصراع نخست و در ابتدای مصراع دوم ، دلبر از ترکیب این دو پدید آمده است . )

ث ) اختلاف دو واژه در جابه جایی حروف است :

بنات - نبات ، قلب - لقب ، امهال - اهمال و ... . به این نوع جناس ، جناس ناقص قلب می گویند .

آرایه های ادبی معنوی

1- مراعات نظیر ( تناسب ) : یکی از رایجترین آرایه های ادبی در ادبیات کلاسیک و معاصر ایران و جهان به شمار می آید و عبارت است از آوردن دو یا چند واژه در یک بیت یا عبارت که د ر خارج از آن بیت یا

عبارت نیز رابطه ای آشنا و خاص میان آن ها بر قرار باشد.

 

برای نمونه هر گاه واژه های گل و بلبل ، شمع و پروانه ، خسرو و شیرین ، لیلی و مجنون ، اجزای بدن انسان یا عناصر طبیعت در یک بیت یا عبارت به کار روند ، تناسب واژه ها در آن بیت یا عبارت رعایت شده است . به نمونه زیر توجه کنید :

 

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند / تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

 

ملاحظه می شود که در این بیت ابر و باد و ماه و خورشید و فلک همگی جز عناصر و پدیده های طبیعت هستند.

 

2- تضاد ( طباق ) : هر گاه دو واژه با معنای متضاد در یک بیت یا عبارت به کار رود ، آرایه ی تضاد پدید می آید؛ به نمونه زیر توجه کنید :

 

که رحم اگر نکند مدّعی ، خدا بکند.

 

در این عبارت بکند و نکند با هم متضاد هستند.

 

3- متناقض نما یا تناقض ( پارادوکس ) : هر گاه دو مفهوم متضاد را به هم نسبت دهیم یا آن دو را در یک چیز جمع کنیم ، آرایه ی متناقض نما شکل می گیرد. البته این تناقض ظاهری است و معمولاً معنایی عمیق و پر مغز در آن نهفته است ؛ این شگرد کلامی گاهی در حرف های روزمره نیز به کار می رود ؛ مثلاً وقتی می گوییم جیب هایم پر از خالی است پر بودن و خالی بودن را به جیب هایمان نسبت داده ایم و به ظاهر سخنی متناقض بر زبان آورده ایم ، اما هر کسی به مفهومی که در پس آن است پی می برد. در واقع ما به کمک این آرایه در خلاصه ترین شکل ، فقر و نداری خود را همراه با مایه هایی از طنز و اغراق بیان کرده ایم. برای درک بهتر به مثال زیر توجه کنید :

 

جامه اش شولایِ عریانی است

 

ملاحظه می شود که عریانی به شولا نسبت داده شده است اما شولا نوعی جامه است و ضّد عریانی.

 

4- عکس ( قلب ) : هر گاه د ریک بیت یا عبارت ، بین دو مورد ( مثلاً « الف » و « ب » ) رابطه ای برقرار کنیم ( رابطه ای اضافی ، اسنادی ، فاعل و مفعولی و ... ) و آن گاه در بخش دیگری از همان بیت یا عبارت ، بین آن دو مورد همان رابطه را برقرار کرده اما جای آن دو را با هم عوض کنیم ، آرایه عکس شکل می گیرد. برای مثال :

 

بهرام که گور می گرفتی همه عمر / دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

 

5- تلمیح ( اشاره ) : هر گاه با شنیدن بیت یا عبارتی به یاد داستان و افسانه ، رویدادی تاریخی و مذهبی یا آیه و حدیثی بیفتیم ، بدون آن که آن موضوع مستقیماً تعریف شده باشد آن بیت یا عبارت دارای آرایه تلمیح است . به نمونه زیر توجه کنید :

 

پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت / نا خلف باشم اگر من به جوی نفروشم .

 

این بیت اشاره به داستان آدم و حوا و رانده شدن او از بهشت به خاطر خوردن گندم دارد.

 

6- تضمین : هر گاه شاعر یا نویسنده ای ، بخشی از شعر یا نوشته ی دیگر را در میان اثر خود جای دهد ، آن شعر یا نوشته را تضمین نموده است. برای نمونه :

 

چه خوش گفت فردوسی پاکزاد / که رحمت بر آن تربت پاک باد

میازار موری که دانه کش است / که جان دارد و جان شیرین خوش است

 

این دو بیت بخشی از بوستان سعدی است و همان گونه که می بینید ، سعدی بیتی معروف از فردوسی را در میان شعر خود عیناً نقل کرده است.

 

7- اغراق ( مبالغه ، غلو ) : هنگامی که شاعر یا نویسنده ، صفتی را در فرد یا پدیده ای آن چنان برجسته نشان دهد که در عالم واقع امکان دست یابی به آن صفت در آن حّد و اندازه وجود نداشته باشد ، آرایه ی اغراق آفریده می شود. البته این ادعای غیر ممکن باید به گونه ای بیان شده باشد که باعث افزایش جاذبه ی سخن گردد و شعار گونه و غیر واقعی جلوه نکند ؛ به مثال زیر توجه کنید ؛

 

یارم به یک لا پیرهن خوابیده زیر نسترن / ترسم که بوی نسترن مست است و هوشیارش کند

 

همان طور که ملاحظه می شود شاعر در این بیت خواب یارش را چنان لطیف و سبک توصیف می کند که حتی بوی خوش گل نسترن هم می تواند آن را آشفته سازد.

 

8- حُسن تعلیل : هر گاه شاعر و نویسنده برای موضوعی ، دلیل غیر واقعی و تخیلی بیان ،‌ اما دلپذیر و قانع کننده بیان کند ، به حسن تعلیل دست می یابد.

 

به این مثال از اخلاق ناصری که در آن دلیل غیر واقعی اما نسبتاً جالب برای کم سخنی افراد دانا ذکر شده است ، دقت کنید :

 

از حکیمی پرسیدند که : چرا استماع تو از نطق ، زیادت است ؟ زیرا که مرا دو گوش داده اند و یک زبان

 

9- مَثَل : هر گاه شاعر یا نویسنده در سخن خود از ضرب المثلی استفاده کند و یا بخشی از سخن او آنقدر معروف شده باشد که امروزه به عنوان ضرب المثل به کار رود آن بخش از کلام دارای آرایه ی «مَثَل» است. به مثال زیر توجه کنید :

 

به آب می برد و تشنه باز می آرد / هزار جگر تشنه را چه زنخدانش

 

مصراع اول این بیت معادل ضرب المثل آدم را تشنه تا لب آب می برد و بر می گرداند دارد.


 

Bottom of Form

 

 

 

 

 


comment نظرات ()